شايد نوآورترين آنها بود. از سوي ديگر، آناطولي فرانسه‌ٴ جنوبي را به ياد مي‌آورد، و ابن‌بيطار اسپانيا و شام را.
گروستست و آناطولي به‌پيدايش حوزه‌ٴ فكري جديدي كمك كردند، اولي با مطالعات‌ ارسطويي خود و دومي با ترويج تعاليم ابن ميمون و ابن رشد؛ برعكس‌، ابن بيطار گياه‌نامه‌نگار و پزشك بود، يعني كسي كه در وهله‌ٴ اول به مسائل مشخص و محدودي توجه داشت‌. از اين‌ نظر، اين سه تن كاملاً مكمل يك‌ديگر بودند، و بيش از هر سه شخص ديگري مي‌توانند تصويري روشن از اين عصر به‌دست بدهند.
در برنامه‌ٴ كار من نيست كه در اين ارزيابي‌، خلاصه‌اي از تاريخ سياسي را عرضه كنم‌؛ با اين‌ همه‌، يادآوري چهار اتفاق مهم اين عصر سودمند است‌:
1) 1204: صليبيان قسطنطنيه را گرفتند و تاراج كردند. اين تقريباً ضربه‌ٴ مرگباري بر پيكر فرهنگ يوناني بود.
2) 1214: در جنگ بووين‌1 (نزديك ليل‌) فيليپ اوگوستوس بر امپراتور اوتوي چهارم‌، كه‌ سربازان انگليسي و فلاندري از او حمايت مي‌كردند، چيره شد.
3) 1238 ـ 1241:حمله‌ٴ تاتارها به روسيه‌، مجارستان‌، بوهميا، ولهستان‌. كيف و كراكو ويران شد، بواپست در محاصره افتاد.
4) 1236 ـ 1248: مسلمانان تدريجاً از اسپانيا رانده شدند. قرطبه در 1236، واشبيليه در 1248 به‌دست مسيحيان افتاد. در نيمه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم‌، قلمرو مسلمانان به مملكت كوچك‌ غرناطه محدود شده بود.
فرصت‌هاي زيادي خواهم داشت تا بدين رويدادها اشاره كنم‌، ولي بهتر است هميشه آنها را به‌خاطر داشته باشيم‌.

ب‌. زمينه‌ٴ ديني‌

1. مسيحيت‌. بي‌شك مهم‌ترين رويدادها پيدايش دو فرقه‌ٴ مهم رهباني بود: فرقه‌ٴ سرافيمي‌2 و فرقه‌ٴ واعظان‌3، كه اولي را قديس فرانسيس آسيزي‌4، در 1210؛ و دومي را قديس دومينيك‌ كالروگايي‌5 پنج سال بعد، تأسيس كردند. اهميت اين رويدادها، نه‌فقط از نظر ديني‌، بلكه از نظر رشد فكري قلمرو مسيحيت هم كاملاً به وسيله‌ٴ اين كتاب اثبات خواهد شد (در صفحات آينده‌ فهرستي از فرانسيسيان و دومينيكيان مهمي كه از آنان بحث شده به‌دست داده‌ام‌؛ و اين بسيار جالب‌


Bouvines .1
Seraphic order .2
Order of Preachers .3
St. Francis of Assisi .4
St. Dominic of Coleruega .5